مقدمه: آندومتریوز، یک اختلال شایع زنانه است که شامل وجود بافت آندومتر در خارج از رحم بوده و منجر به ناباروری و درد مزمن میشود. آپوپتوز (مرگ برنامهریزیشده سلولی) نامنظم و مهاجرت غیرطبیعی سلولها از ویژگیهای پاتولوژیک کلیدی آن هستند. با توجه به محدودیتهای درمانهای فعلی، استراتژیهای نوین مانند محیطهای شرطی (CM) مشتق از سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSC) به دلیل غنای ترشحات، مورد بررسی قرار گرفتهاند.
هدف: بررسی اثرات محیطهای شرطی (CM) از سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از خون قاعدگی زنان سالم (MenSCs-CM) و سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی انسانی (ADSCs-CM) بر آپوپتوز و مهاجرت در سلولهای MenSCs افراد مبتلا به آندومتریوز.
مواد و روش ها: این مطالعه به صورت تحقیقات آزمایشگاهی (in vitro) انجام شد. سلولهای MenSCs آندومتریوزی از زنان نابارور (35-25 سال) از طریق خون قاعدگی جدا شدند. سلولهای تکهستهای تا پاساژ ۳ کشت داده شدند و با استفاده از فلوسایتومتری تعیین هویت شدند (مثبت برای CD29، CD44، CD73، CD105؛ منفی برای CD34، CD38، CD45). محیطهای شرطی بهطور جداگانه از MenSCs اهداکننده سالم و ADSCs تهیه شدند. سلولهای MenSCs افراد مبتلا به آندومتریوز بهطور مستقل با MenSCs-CM و ADSCs-CM تیمار شدند. مهاجرت سلولی با آزمون خراش (scratch assay)، آپوپتوز با روش Annexin V، و سطوح mRNA ژن Bax و نسبت Bax به Bcl2 با استفاده از Real-time PCR ارزیابی شدند.
نتایج: هم ADSCs-CM و هم MenSCs-CM بهطور معنیداری آپوپتوز اولیه و ثانویه را در سلولهای MenSCs آندومتریوزی افزایش دادند (001/0 > p). آزمونهای خراش، کاهش معنیداری در مهاجرت MenSCs را در ساعت های ۲۴ (001/0 > p)، ۴۸ (003/0 = p) و ۷۲ (001/0 > p) نشان دادند. بیان ژن افزایش معنیدار در mRNA ژن Bax (013/0 = p) و نسبت Bax/Bcl2 (044/0 = p) را نشان داد.
نتیجه گیری: محیطهای شرطی مشتق از ADSCs و MenSCs زنان سالم، آپوپتوز را تقویت کرده و مهاجرت MenSCs آندومتریوزی را در شرایط آزمایشگاهی مهار میکنند و استراتژیهای درمانی بالقوهای را برای آندومتریوز مطرح میسازند.